رازِ لامبورگینی میورا؛ چگونه تیمی از مهندسانِ جوان به صورتِ مخفیانه و در شب، اولین سوپر اسپرتِ موتورِ وسطِ دنیا را ساختند؟
به گزارش اخبار ورزشی، لامبورگینی میورا (Lamborghini Miura) تنها یک خودروی کلاسیک نیست؛ بلکه نمادی از شورش مهندسان جوانی است که در شیفت های شبانه و به صورت مخفیانه، قواعد بازی را تغییر دادند. این پروژه انقلابی که در اواسط دهه شصت میلادی (1960s) کلید خورد، انتها در نمایشگاه خودروی ژنو (Geneva Motor Show) رونمایی شد و دنیا را در بهت فرو برد. در دورانی که فراری بر جاده ها حکمرانی می کرد، تیمی سه نفره در سن آگاتا (SantAgata) پروژه ای را شروع کردند که در ابتدا از نظر بنیان گذار شرکت، فروچیو لامبورگینی (Ferruccio Lamborghini)، تنها یک ابزار تبلیغاتی پرهزینه به نظر می رسید.
این مقاله به بازخوانی چالش ها، نوآوری های فنی و اسرار پشت پرده ای می پردازد که میورا را به اولین سوپر اسپرت (Supercar) واقعی تاریخ با موتور میانی تبدیل کرد و میراثی ماندگار در صنعت خودرو بر جای گذاشت.
01
پروژه مخفیانه در ساعات غیراداری
داستان تولد این اسطوره با یک پنهان کاری مهندسی شروع شد. فروچیو لامبورگینی تمرکز خود را بر ساخت خودروهای جی تی (Grand Tourer) راحت و باوقار گذاشته بود و اعتقادی به خودروهای مسابقه ای برای جاده نداشت. با این حال، سه مهندس ارشد او یعنی جیان پائولو دالارا (Gian Paolo Dallara)، پائولو استنانی (Paolo Stanzani) و باب والاس (Bob Wallace) دیدگاه متفاوتی داشتند. آن ها شب ها پس از خاتمه ساعات کاری رسمی، بر روی شاسی انقلابی این خودرو کار می کردند. آن ها می خواستند ثابت نمایند که می توان قدرت یک خودروی مسابقه ای را در کالبد یک خودروی جاده ای جای داد. تخصص و جسارت با هم ترکیب شدند تا یک شاهکار متولد گردد.
02
مهندسی موتور میانی عرضی؛ یک نبوغ فنی
بزرگترین چالش فنی تیم، جایگذاری موتور 12 سیلندر خورجینی (V12 Engine) در پشت صندلی راننده بود. در آن موقع، بیشتر خودروهای قدرتمند موتور جلو بودند. مهندسان جوان برای حفظ ابعاد کوچک و آیرودینامیک خودرو، موتور را به صورت عرضی (Transverse) نصب کردند. این کار باعث شد مرکز ثقل خودرو به شدت بهبود یابد و تعادل وزنی بی نظیری ایجاد گردد. این چیدمان به قدری پیچیده بود که گیربکس (Gearbox) و دیفرانسیل با بدنه موتور یکپارچه شده بودند تا در فضای محدود شاسی جا بگیرند.
03
نام گذاری بر اساس گاوهای خشمگین اسپانیایی
فروچیو لامبورگینی، علاقه شدیدی به گاوبازی داشت. او نام میورا را از نام یک پرورش دهنده مشهور گاوهای جنگی در اسپانیا به نام ادواردو میورا (Don Eduardo Miura) اقتباس کرد. این اولین بار بود که یک لامبورگینی نامی مرتبط با دنیای گاوبازی دریافت می کرد و سنتی را پایه گذاری کرد که تا به امروز در مدل هایی مانند اونتادور (Aventador) و هوراکان (Huracán) ادامه دارد. این ارتباط فرهنگی نه تنها به خودرو شخصیتی تهاجم بخشید، بلکه برندینگ شرکت را برای همواره تغییر داد.
04
طراحی بدنه به وسیله جوانی 25 ساله
بسیاری تصور می نمایند طراحی چنین خودروی پیچیده ای کار یک استاد حرفه ای بوده است، اما بدنه میورا به وسیله مارچلو گاندینی (Marcello Gandini) که در آن موقع تنها 25 سال داشت خلق شد. او که در استودیو برتونه (Bertone) کار می کرد، خطوطی منحنی و جسورانه ترسیم کرد که برخلاف فرم های جعبه ای آن دوران بود. چراغ های جلوی مژه دار (Eyelashes) و درهای که هنگام باز شدن شبیه شاخ گاو به نظر می رسیدند، از جزئیات نایابی بودند که میورا را به یک اثر هنری متحرک تبدیل کردند.
05
بحران بلند شدن دماغه در سرعت های بالا
یکی از خطاهای علمی و مهندسی در نسخه های اولیه، مربوط به علم آیرودینامیک (Aerodynamics) بود. به علت فرم خاص بدنه و توزیع وزن، در سرعت های بیش از 240 کیلومتر بر ساعت، هوای زیر ماشین باعث فراوری نیروی لیفت (Lift) می شد و جلوی خودرو تمایل به بلند شدن از روی زمین داشت. رانندگان تست گزارش می دادند که فرمان در سرعت های بالا بسیار سبک و ترسناک می گردد. این مشکل در نسخه های بعدی با اصلاحات جزئی در بدنه و سیستم تعلیق تا حدودی برطرف شد، اما همچنان بخشی از کاراکتر چالش برانگیز این خودرو باقی ماند.
06
بازتاب در سینما؛ از سرقت ایتالیایی تا موسیقی
میورا با حضور در سکانس افتتاحیه فیلم کلاسیک سرقت ایتالیایی (The Italian Job)، جایگاه خود را در فرهنگ عامه تثبیت کرد. در این سکانس، یک میورای نارنجی در حال حرکت در جاده های کوهستانی آلپ دیده می گردد که موسیقی آرام بخشی آن را همراهی می نماید. اگرچه آن خودرو در انتهای سکانس نابود می گردد، اما آن صحنه به قدری تاثیرگذار بود که فروش خودرو را به شدت افزایش داد. بسیاری از ستارگان موسیقی و سینما از جمله فرانک سیناترا (Frank Sinatra) و مایلز دیویس (Miles Davis) بلافاصله برای خرید این خودرو اقدام کردند.
07
سیستم روغن کاری مشترک؛ شمشیری دو لبه
در نسخه های اولیه میورا (P400)، مهندسان برای صرفه جویی در فضا از یک سیستم روغن کاری مشترک برای موتور و گیربکس استفاده کردند. این بدان معنا بود که براده های فلزی احتمالی از چرخ دنده های گیربکس می توانست وارد محفظه احتراق موتور گردد و آسیب های جدی ایجاد کند. بعلاوه دمای بالای روغن موتور بر عملکرد روان گیربکس تاثیر منفی می گذاشت. این اشتباه مهندسی در مدل های نهایی مانند اس وی (SV) اصلاح شد و سیستم های روغن کاری از هم جدا شدند تا عمر مفید قوای محرکه افزایش یابد.
08
جامعه شناسی ثروت و ظهور نمادهای تازه
میورا در دورانی ظهور کرد که دنیا در حال تغییرات بزرگ اجتماعی بود. اواخر دهه 1960 میلادی زمان شورش علیه سنت ها بود. در حالی که فراری نماد اشرافیت قدیمی و سنتی بود، لامبورگینی میورا به نماد ثروتمندان نوگرا، هنرمندان و کسانی تبدیل شد که می خواستند متفاوت باشند. این خودرو به نوعی بیانگر آزادی و جسارت بود. از منظر روان شناسی اجتماعی، مالکیت یک میورا به معنای تعلق داشتن به طبقه ممتازی بود که از سرعت و خطر هراسی نداشت.
09
چالش صوتی؛ کنسرت 12 سیلندر پشت گوش راننده
رانندگی با میورا یک تجربه حسی تمام عیار است، اما نه لزوماً یک تجربه راحت. از آنجایی که کاربوراتورهای (Carburettors) وبر درست پشت سر راننده قرار داشتند، صدای مکش هوا و غرش موتور به قدری زیاد بود که مکالمه با سرنشین کناری تقریباً غیرممکن می شد. علاوه بر صدای زیاد، گرمای موتور نیز مستقیماً به داخل کابین منتقل می شد. این تضاد میان زیبایی بصری خیره نماینده و خشونت مکانیکی داخلی، یکی از جذابیت های متناقض میورا است که مالکان کلاسیک سوار همچنان عاشق آن هستند.
10
میورا جوتا؛ آزمایشگاهی که در آتش سوخت
باب والاس، راننده تست افسانه ای لامبورگینی، نسخه ای ویژه به نام جوتا (Jota) را برای تست های مسابقه ای توسعه داد. این خودرو دارای بدنه ای از آلومینیوم سبک (Avional) و قدرت موتور بسیار بیشتری بود. جوتا تنها یک دستگاه بود و متاسفانه در یک تصادف شدید در سال 1971 دچار آتش سوزی شد و کاملاً از بین رفت. با این حال، میراث فنی آن باعث شد لامبورگینی نسخه های میورا اس وی را با الهام از یافته های والاس به بازار عرضه کند که امروز ارزشمندترین مدل های این سری محسوب می شوند.
11
مقایسه با رقبای هم عصر؛ میورا در برابر جی تی او
در آن موقع فراری 250 جی تی او (Ferrari 250 GTO) پادشاه پیست ها بود، اما میورا چیزی فراتر از یک خودروی مسابقه ای بود؛ یک بیانیه مد بود. در حالی که فراری همچنان بر معماری موتور جلو پافشاری می کرد، میورا با معرفی موتور میانی ثابت کرد که آینده سوپراسپرت ها در جایگذاری موتور در مرکز خودرو نهفته است. این جسارت تکنولوژیک باعث شد حتی انزو فراری (Enzo Ferrari) نیز سال ها بعد به تغییر موضع وادار گردد و مدل های موتور میانی خود را روانه بازار کند.
12
ارزش امروزی؛ جواهری در حراجی ها
میورا که در زمان عرضه حدود 20 هزار دلار قیمت داشت، امروزه در حراجی های معتبری مانند ساتبیز (Sothebys) با قیمت هایی بین 2 تا 4 میلیون دلار معامله می گردد. تعداد محدود فراوری (حدود 764 دستگاه) و نقش حیاتی آن در تعریف مفهوم سوپراسپرت، آن را به یکی از محبوب ترین گزینه ها برای مجموعه داران تبدیل نموده است. هر میورا داستانی منحصر به فرد دارد و بازسازی آن ها به علت پیچیدگی های فنی موتور عرضی، یکی از دشوارترین پروژه های بازسازی خودرو در دنیا به شمار می آید.
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان گذار وبلاگ خبرنگاران
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان گذار وبلاگ خبرنگاران .
با بیش از 20 سال نویسندگی ترکیبی مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!
دربارهٔ علیرضا مجیدی در خبرنگاران